تبليغاتX
خانه ی کوچک من
 

 

        چت با خدا تکرار پست مهر ماه  به خاطر زیبایی و خلوصش .

 

    
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم 

چت

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...

     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم 

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...

     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی 

چت

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...

     .:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟      

چت

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...

     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم 

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...

     .:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟  

چت

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ 

چت

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...

     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم 

چت

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...

     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     

چت

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...

     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟ 

چت

گفتی:

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...     

منبع تبيان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

 


حضرت امام حسین (ع ) :

 

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

جز به یکی از سه نفر حاجت مبر : به دیندار ، یا صاحب مروّت یا کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد .

(تحف العقول ، ص 251) 

--------------------------------------------------------

 

بر حذر باشيد از ستم كردن به كسي كه ياوري جز خداوند عز و جل

ندارد .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

 

 

        خدا نکنه تا وقتی آدم نشدیم دنیا  

  بهمون رو بیاره ........................

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

               
 
 
 
 
   السلام علیک یا ابا عبدالله


      احادیثی از  حضرت امام حسین (ع)  :
 
       اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ

    بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)

       ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

      من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.

 کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی  دارد، از تو تعریف و تمجید می کند .

(بحار الانوار،ج75،ص128)

 

    ------------------------------------------------------------------

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.

کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)

 ----------------------------------------------------------

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.

هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار،ج 4،ص 19)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 

               

  خشم

همیشه می خوایم حال هر کی که اذیتمون می کنه رو بگیریم! همیشه می خوایم قدرت نمایی کنیم! فکر می کنیم اگه در برابر کسی که اذیتمون می کنه سکوت کنیم یعنی ضرر کردیم. فکر می کنیم اگه حالش رو نگیریم بهش رو دادیم و پر روش کردیم.

آیا واقعا اینطور هست؟ چرا ما در برابر مشکلات کوتاه نمی آییم؟ چرا تا کمی شرایط تنگ می شه خم به ابرو می آریم؟ واقعا چرا؟

می دونید، وقتی به پیامبرها و امامانی که برامون فرستاده شدن فکر می کنم حسابی حالم گرفته می شه! وقتی می بینم که این امامان اومدن و مشقت کشیدن تا به ما درست زندگی کردن رو یاد بدن ولی ما یاد نگرفتیم احساس گناه می کنم!

 امام علی وسط اون جنگ عظیم در برابر عمرو خشم خودش رو فرو برد و دست از کشتن عمرو کشید! مگه امام علی زور نداشت؟ مگه نمی تونست یه ضربه بزنه و اون رو نصف کنه؟! پس چرا نکرد؟ چون می خواست به ما یه چیزی به اسم درست زندگی کردن رو یاد بده!

یا امام کاظم که به فرو بردن خشم معروف هست، چرا حال دشمنان یا کسانی که آزارش می دادن  رو نمی گرفت؟ معلومه! چون می خواست به ما یاد بده چطور در برابر مشکلات کوتاه بیایم!

 

  خواجه عبدالله انصاری سخن غرا و زیبایی در این باره داره. خواجه می گه:

«مست باش و مخروش،

گرم باش و مجوش،

 شکسته باش و خاموش،

 که سبوی دُرُست را به دست بَرَند و شکسته را بر دوش!»

 

            منبع :تبیان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 

                    

خدایا! خداوندا...

روزی می رسد كه فرزندانم و اموالم به كارم نمی آید و زن و بچه و مادر و پدر و دوستان و همه ی مردم از من فرار می كنند. خودت بهتر می دانی كدام روز را می گویم. خدایا در آن روز دستم بگیر و تنهایم مگذار كه تو رحم كننده ای و من نیازمند، و چه كسی بهتر از تو می تواند مرا یاری كند؟

خدایا! تو كه قدرتی به این بزرگی داشته ای كه چنین جهانی بیافرینی،‌ به من هم كه كوچكترین آفریده ات هستم رحم كن كه فقط خالق است كه حال مخلوق خویش را خوب درك می كند.

خدایا! تو خیلی بزرگ و باكبریا هستی و من خیلی خوار و ذلیلم و فقط تویی كه می توانی به بنده ی ناتوانت رحم كنی...

خدایا! تو بوده ای و هستی و خواهی بود. اما من ، با این عمر كم، چگونه سپاس تو را به جای آورم و از گناهان خود بازگردم؟ دستم را به سویت دراز كرده ام تا تو خدای «باقی» مرا یاری كنی تا مطابق دستورت رفتار كنم...

خدایا! وقتی مشكلی برایم پیش می آید، می دانم كه تو مرا مورد آزمایش قرار داده ای، چرا كه تو معلمی و من شاگردت. خودت مرا یاری نما تا در امتحانت سربلند باشم چرا كه چه كسی بهتر از آموزگار می تواند كمك حال شاگرد خویش باشد؟
خدایا! آرزو دارم از من خوشنود و راضی باشی.

ای سرچشمه ی لطف و بخشندگی و رحمت و نیكی و مهربانی، مرا در پیشگاه خودت سربلند گردان.

                     منبع : تبیان             

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 



  آرزو 


 مردی همیشه آرزو داشت تا یك گل زیبا و یك پروانه داشته باشه.  شبانه روز از خدا طلب یك گل زیبا و یك پروانه می كرد.

ولی خداوند برایش یك كاكتوس و یك كرم فرستاد. مرد سخت ناراحت و متعجب شد.

به خدا گفت: من تنها آرزویم داشتن این دو بود. یعنی برآورده كردن این آرزو اینقدر برایت سخته؟

سپس به فكر فرو رفت. با خودش گفت: خدا بنده های زیادی داره. شاید اصلا من رو بین این همه بنده فراموش كرده. شاید دیگه به من سر نزنه.

خیلی ناراحت شد. از زمین و زمان نا امید بود.

روز ها می گذشتن تا اینكه یه روز به فكرش رسید كه بره و به كاكتوس و كرمش یه سری بزنه و ببینه كه در چه وضعیتی هستن.

در اتاق زیر شیروانی رو باز كرد. شگفت زده شد. اصلا باورش نمی شد كه چنین اتفاقی افتاده باشه.

اون كاكتوسی كه شاید اول خیلی زشت به نظر می اومد یه گل زیبا داده بود كه شاید نظیر اون گل رو كمتر جایی می تونست پیدا كنه و اون كرم بی قواره هم به یك پروانه ی زیبا تبدیل شده بود.

مرد به یاد حرفی افتاد كه چند هفته پیش به خدا گفته بود.

اشك تو چشماش حلقه زد. به خاك افتاد و خدا رو به خاطر اینكه آرزوش رو بر آورده كرده بود شكر كرد. »

 

می شه گفت ما هم به نوعی همینطور هستیم. شاید بهتر باشه با صبر و حوصله ی بیشتری راجع به اتفاقاتی كه برامون می افته قضاوت كنیم. البته تو قرآن هم هست كه « انسان بسیار نابینا و عجول است». ولی خوب كار نشد نداره. می شه خودمون رو اصلاح كنیم.


     منبع  : تبيان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 

على اى هماى رحمت تو چه آیتى خدا را
كه به ما سوى فكندى همه سایه هما را
دل اگر خداشناسى همه در رخ على بین
به على شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند
چو على گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر اى سحاب رحمت تو ببارى ار نه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو اى گداى مسكین در خانه على زن
كه نگین پادشاهى دهد از كرم گدا را
به جز از على كه گوید به پسر كه قاتل من
چو اسیر توست اكنون به اسیر كن مدارا
به جز از على كه آرد پسرى ابوالعجایب
كه علم كند به عالم شهداى كربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاكبازان
چو على كه مى‏تواند كه به سر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملك لافتى را
به دو چشم خون‏فشانم هله اى نسیم رحمت
كه ز كوى او غبارى به من آر توتیا را
به امید آنكه شاید برسد به خاك پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویى قضاى گردان، به دعاى مستمندان
كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چو ناى هر دم ز نواى شوق او دم
كه لسان غیب خوش‏تر بنوازد این نوا را
«همه شب در این امیدم كه نسیم صبحگاهى
به پیام آشنایى بنوازد آشنا را»
ز نواى مرغ یا حق بشنو كه در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

      شهریار

  منبع : تبیان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 

مجازات کسانی که شرک می ورزند

عيد غدير خم

گروهی حدود هفتاد نفر از قوم «زطّ» که از هند به ایران آمده و سپس با حضرت علی علیه السلام آشنا

شدندبا توجه به معجزات و کرامات حضرت به خصوص با شنیدن اخبار غیبی نسبت به خوارج خطاب به امام
گفتند: «تو خدا هستی.»
امام تلاش فراوان کرد تا آنان از عقیده خود دست بردارند، اما آنها در انحرافات عقیدتی خود اصرار ورزیدند.
هر روز جلوی مسجد کوفه جمع می‎شدند و می‎گفتند: «علی خدا و روزی دهنده ماست.»
قنبر اجتماع آنها را به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام گزارش داد.

امام آنها را به حضور طلبید و فراوان نصیحت کرد، اما آنها نپذیرفتند.

سرانجام حکم مرگ آنها را صادر نمود. (1)

پی‎نوشت:

1- وسائل الشیعه، ج 18، ص 553/ ذخائر العقبی، ص 93، محب الدین طبری .

منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

منبع : تبيان

 



نام علی (ع) زینت تاریخ است .

دعای علی (ع) كمیل آفرین روزگار شد .

قضاوت علی (ع) به عدالت آبرو بخشید .

جهاد علی (ع) قامت دین را استوار داشت .

مظلومیت علی(ع) تسلی بخش همه مظلومان تاریخ شد.



      منبع : تبيان


+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 



عيد غدير مبارك

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 




پشتش سنگین بود و جاده‌های دنیا طولانی. می‌‌دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و کند؛ و دورها همیشه دور بود.
سنگ پشت تقدیرش را دوست نمی‌داشت و آن را چون اجباری بر دوش می‌کشید.
پرنده‌ای در آسمان پر زد، سبک؛ و سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت:
«این عدل نیست، این عدل نیست. کاش پشتم را این همه سنگین نمی‌کردی. من هیچ‌گاه نمی‌رسم، هیچ‌گاه. و در لاک سنگی خود خزید، به نیت ناامیدی.»
خدا سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد. زمین را نشانش داد. کره‌ای کوچک بود. و گفت: «نگاه کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ‌کس نمی‌رسد. چون رسیدن در کار نیست. فقط رفتن است. حتی اگر اندکی. و هربار که می‌ری، رسیده‌ای. و باور کن آن چه بر دوش توست، تنها لاکی سنگی نیست، تو پاره‌ای از هستی را بر دوش می‌کشی؛ پاره‌ای از مرا.»
خدا سنگ پشت را بر زمین گذاشت. دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه‌ها چندان دور.
سنگ پشت به راه افتاد و گفت: « رفتن، حتی اگر اندکی؛» و پاره‌ای ار «او» را با عشق بر دوش کشید.

از عرفان نظر آهاري
م
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 


زنی شایعه ای درباره همسایه اش مدام تکرار کرد. در عرض چند روز، همه محل داستان را فهمیدند. شخصی که داستان درباره او بود عمیقا آزرده و دلخور شد. بعدا زنی که آن شایعه را پخش کرده بود متوجه شد که کاملا اشتباه می کرده. او خیلی ناراحت شد و نزد خردمندی پیر رفت و پرسید برای جبران اشتباهش چه می تواند بکند.

پیر خردمند گفت: به مغازه ای برو و مرغی بخر و او را بکش در سر راه که به خانه میایی پرهایش را بکن و یکی یکی در راه بریز. زن تعجب کرد آنچه را که مرد گفته بود انجام داد. روز بعد مرد خردمند گفت: اکنون برو و همه پرهایی را که دیروز ریخته بودی جمع کن و برای من بیاور. زن در همان مسیر به راه افتاد، اما با نا امیدی دریافت که باد همه پرها را با خود برده. پس از ساعتها جستجو با تنها سه پر در دست بازگشت. خردمند پیر گفت: می بینی؟ انداختن آنها آسان است اما بازگرداندنشان غیر ممکن است. شایعه نیز چنین است پراکندنش کاری ندارد، اما به محض این که چنین کردی دیگر نمي تواني کاملا آن را جبران کنی.                                        



        منبع: تبيان
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

شناختنامه خدا

الله

 

* بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

خدا بی گناه است در پروندۀ نگاهتان تجدید نظر کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاهتان تجدید نظر کنید.

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

* آنکه خدا را زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آنکه روزهایش بیهوده میگذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت = خدا!

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.


منبع:

برگرفته از گلبرگها، نوشته دکتر محمد رضا سنگری

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

   ما در بین کسانی که با ما هم عقیده اند، احساس

  آرامش  داریم، ولی وقتی رشد می کنیم که بین کسانی

 باشیم که با ما هم عقیده نباشند .

                   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند. وخدا هر بار به فرشتگان اینگونه می گفت: می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنوم. و یگانه قلبیم که درد هایش را در خود نگه می دارم.

سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود.

                          با من بگواز انچه سنگینی سینه ی تو است .

گنجشک گفت لانه ای کوچک داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام، تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟

چه می خواستی از لانه ی محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟

وسنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد و فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی،باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.

                         گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت: که چه بسیار بلا ها که به واسطه ی محبتم از تو دفع کردم وتو ندانسته به دشمنی ام بر خواستی.

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ناگهان چیزی در،درونش فروریخت.های هـــــا گریه هایش ملکوت خدارا پر کرد.                                                                  

 

          منبع:نقل قولی  از دوستان 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

 
انسانی که پرنده بود!

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت: «اما من درخت نیستم، تو نمی‌توانی روی شانه‌ی‌ من آشیانه بسازی.»

 پرنده گفت: «من فرق درخت‌ها و آدم‌ها را خوب می‌دانم. اما گاهی پرنده‌ها و آدم‌ها را اشتباه می‌گیرم.»

 انسان خندید و به نظرش این خنده‌دارترین اشتباه ممکن بود.

 پرنده گفت، «راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟» انسان منظور پرنده را نفهمید: اما باز هم خندید.

 پرنده گفـت: «نمی‌دانی، تو آسمان چه‌قدر جای تو خالیست.» انسان دیگر نخیدید.

 انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد. چیزی که نمی‌دانست چیست. شاید یک آبی دور. یک اوج دوست داشتنی.

 پرنده گفت: «غیراز تو، پرنده‌های دیگری را هم می‌شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضروری است، اما اگر تمرین نکند. فراموش می‌شود.»

 پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش، آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.

 آن وقت خدا بر شانه‌های کوچک انسان دست گذاشت و گفت: «یادت می‌آید، تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی، عزیزم، بال‌هایت را کجا جا گذاشتی؟»

 انسان دست بر شانه‌هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.

 آن وقت رو به خدا کرد و گریست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

ولادت حضرت معصومه (ع) و روز دختر را به همه ي دختران ايراني تبريك مي گويم.
 
 
                                               پروردگارا
                              به من آرامش ده

                 تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

                     دلیری ده
               تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

                     بینش ده
                            تا تفاوت این دو را بدانم

                   مرا فهم ده
       تا متوقع نباشم دنیا و مردمانش مطابق میل من رفتار کنند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

درس زندگي
مي گويند روزي شيطان تصميم گرفت از كار خود دست بكشد
بنابراين اعلام كرد مي خواهد ابزارهايش را با قيمتي مناسب به فروش
بگذارد، پس وسايل كارش را كه شامل خود پرستي ، نفرت، ترس، خشم
حرص، حسادت ، شهوت، قدرت طلبي و ... مي شد به نمايش گذاشت
اما يكي از اين ابزارها ، بسيار كهنه و كار كرده به نظر مي رسيد
و شيطان حاضر نبود انرا به قيمت ارزان بفروشد.
كسي از او پرسيد ‍« اين وسيله گران قيمت چيست ؟»
شيطان گفت:« اين نوميدي و افسردگي است .»
پرسيدند:« چرا اين همه گران است؟».
شيطان گفت:« زيرا اين وسيله براي من بيش از ابزارهاي ديگر موثر
بوده است . هرگاه ساير وسايلم بي اثر مي شوند . فقط با اين وسيله است
كه مي توانم قلب انسانها را بگشايم و كارم را انجام دهم . اگر بتوانم كسي را
وادارم كه احساس ناميدي، ياس،دلسردي و تنهايي كند ، مي توانم برنامه هايم
را اجرا كنم . من اين وسيله را روي همه انسانها امتحان كرده ام و به همين
دليل اين همه كهنه است».
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

  • آنقدر به فكر اصلاح خود باشيد كه وقتي  براي
  •  
  • انتقاد از ديگران نداشته باشيد.
  •  
  • آنقدر دريا دل باشيد كه از چيزي نگران نباشيد.
  •  
  • آنقدر بزرگ باشيد كه خشمگين نشويد.
  •  
  • آنقدر نيرومند باشيد كه از چيزي نترسيد.
  •  
  • آنقدر راضي باشيد كه هيچ مشكلي اجازه
  •  
  • خودنمايي به خود ندهد.

حضرت علي (ع)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 

 

قال‌ رسول‌الله ‌(ص‌):

 

رُبَّ تالٍ لِلْقُرْآنِ وَالْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ.

چه‌ بسيار قاري‌ قرآني‌ كه‌ قرآن‌ او را لعنت‌ مي‌كند.

مستدرك‌الوسائل‌، ج‌4، ص‌ 249، ح‌4616

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

تنها بازمانده‌ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

شیخ صدوق رحمة الله علیه برای وداع ماه مبارک رمضان دعائی ذکر کرده که می‏گوید: ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت فرمود: «تقول فی وداع شهر رمضان

«اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر هذه اللیلة، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین‏» (1)

 

در وداع ماه مبارک بگوئید:

بار پروردگارا تو خود گفتی در کتاب مقدس که بر نبی مرسلت نازل فرموده‏ای و قول تو حق است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده و مایه هدایت و رستگاری مردم و دلائل آشکار از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل می‏باشد، اینک ماه رمضان به پایان رسید «و فیوضاتش تا سال آینده از ما قطع شد» پس تقاضا می‏نمایم از تو به آبروی گرامیت، و کلمات تام و تمامت، اینکه اگر بر من گناهی باقی مانده ( و پاک نشدم) که هنوز آن گناهم را نیامرزیدی، و اراده حسابرسی او را داری، یا می‏خواهی به آن گناه باقیمانده عذابم کنی، و یا به اندازه گناهم عقوبت نمائی، تا اینکه طلوع کند فجر این شب، یا پایان پذیرد این ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربانترین مهربانان.


1- من لا یحضره الفقیه، جلد 2، ص

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

قال الباقر عليه السلام

لا صِيامَ لِمَن عَصَى الاِمامَ وَ لا صِيامَ لِعَبدٍ آبقٍ حَتى يَرجِعَ وَ لا صِيامَ لِاِمرَاَةٍ نَاشِزَةٍ حَتى تَتُوبَ وَ لاصِيامَ لِوَلَدٍ عَاق حَتى يبر.

 امام باقر عليه السلام فرمود:

روزهاي براي اين افراد نيست [روزه‌اشان قبول نيست]:

      كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

      بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

   فرزندى كه [نسبت به والدين خود] نافرمان شده تا اينكه مطيع شود.

                                                                                                                           منبع تبیان 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

شخصی در نماز جماعت حاضر نمی شد و همواره نمازهایش را به تنهایی و فرادی می خواند. به او گفتند چرا نمازت را فرادی می خوانی و در جماعت شرکت نمی کنی؟ گفت: چون خداوند خودش فرموده: " انَّ الصَّلوةَ تنهی".*

پی نوشت:

عنکبوت/ 45" ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر"

ترجمه:( نماز (انسان را) از ززشتی و گناه نهی می کند.

منبع:

محمدی، محمد حسین، هزا رو یک حکایت قرآنی، ص614.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

 

نصايح شهيد اول

          (آيت الله شمس الدين محمد بن مكي)

                                                          بسم‌الله الرحمن الرحیم

وصیتی که پیش روی شما است، از بنده ضعیف و ناتوان، نویسنده این حروف، محمد فرزند مکی است. خدای او را همچون نصوح، توبه پذیرد و از اشتباه‌ها و لغزش‌های او چشم پوشد. مخاطب آن، برادران و دوستان الهی می‌باشند، آنان که برای خدا و در راه خدا با او دوست شده‌اند. نخست نفس خود را مخاطب قرار می‌دهد، سپس آنان را. این وصیت نامه در بردارنده مطالب و معارف بلندی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.
میلاد امام حسن مجتبی مبارک باد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم 

چت

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...

     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم 

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...

     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی 

چت

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...

     .:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟      

چت

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...

     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم 

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...

     .:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟  

چت

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ 

چت

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...

     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم 

چت

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...

     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     

چت

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...

     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟ 

چت

گفتی:

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...     

منبع تبيان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوه‏مند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود: براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبت‏آميز مى‏كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)

پي‌نوشت‌ها:

1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290.

2. منتخب الاثر، ص 506.

منبع:تبیان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

بازنده هادر هرجوابی مشکلی را می بینند ولی برنده ها
 
در هر مشکلی جوابی را می بینند . سعی کنید مثل
 
برنده ها فکر کنید.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟» بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»
چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

رسول اکرم (ص) فرمودند:

ان احب عباد الله الی الله أنصحهم لعباده.


بهترین بندگان خدا بنزد وی کسی است که با بندگان او

 

دلسوزتر و مهربانتر باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

  امام صادق (عليه‌ السلام):
تَوَقَّعْ أمْرَ صَاحِبِكَ لَیْلَكَ وَنَهارَكَ.
شبانه‌روز منتظر ظهور مولایت باش.
Await your master's Reappearance day and night
بحارالأنوار، ج 98، ص159
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 


امام حسین علیه السلام فرمودند:

 

مَن صَامَ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَةِ

 

هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت نیز

 

پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود .

                                   

نيمه ي شعبان و ميلاد با سعادت منجي عالم بشريت بر تمامي شماها تبريك ميگم.

                                  

                                 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 

سلام
میلاد حضرت علی اکبر جوان رعنای کرببلا وروز
 
جوان مبارک.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah 

 

قدر اين لحظه های كوتاه را بدانيد و عصاره هر لحظه را بگيريد . اين لحظه ، به زودی خواهد مرد و خوب يا بد ،‌ ديگر هرگز با همان شكل برنخواهد گشت .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  | 

 

میلاد دخت پیامبر فاطمه الزهرا را بر تمامی مسلمانان تبریک میگویم.


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط sarah  |